((ازیــــــــــ اد رفـــــــــ تـــــــــ ه))
|
||
چهار شنبه 15 تير 1390برچسب:, :: 12:27 :: نويسنده : amir325
sometimes you just cant tell for anybody that how much you really feel, not beacose you dont know why, not beacose you dont know your purpose, not beacose you dont trust them but beacose you never really find the right words to make them understand
سرهرسینه سری تکیه کند وقت وداع
سرما وقت وداع برسر دیوار دل است
وقت مرگم فرارسیده است وهمه باجامه های سیاه برسرمزارم حاضرهستند ولی ازتومیخواهم باهمان لباس سفیدی که برتن داری برسرمزارم بیائی تابدانیکه هنوز باتو همرنگم وصدای تکیه های قلبم رابشنو که دیوانه وار میگوید دوستت دارم میروم تا درآغوش خاک قرارگیرم چون دیگر بدون تو زنده بوده نمیتوانم بیوفا !!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!!ْْْْْ
بی تو چطور زنده گی کنم &p_id=1717" target="_blank"> ![]() نظرات شما عزیزان:
درباره وبلاگ آخرین مطالب آرشيو وبلاگ پيوندها
![]() نويسندگان |
||
![]() |